خرید بک لینک
زره پوشی حضرت امام حسین و شمر (امام حسین) حجاب شب را سحر دریده نسیم صبح ظفر دمیده پیک شهادت ز ره رسیده رسیده یاران وداع آخر الله الله ، الله اکبر (شمر) زمان جنگ و جدل رسیده چو من کسی در جهان ندیده که دل ز آل علی بریده و ننگ و نسیان به خود خرید

برچسب: نویسنده: ایلیا صمیمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:32

(امام) ای چرخ دون پرست ز دستت هزار داد تا کی کشم ز دست تو من آه از نهاد این کینه تو چرخ به ما تا به کی روا وارون نمیشوی تو چرا چرخ از عناد از گردش تو خانه دین منهدم شده اف بر تو و به گردش وارونه تو باد (ابالفضل) ای آسمان بس است تو را کینه و عناد از جور اهل کینه و از زاده زیاد وارون چرا نمیشوی ای چرخ پر جفا گشته حسین بی کس و یاور به کربلا بی رحمیت ز چیست بگو سفله پروا بر زاده رسول و به عباس مبتلا (علی اکبر) یا رب برس به داد دل اکبر حزین بینم چگونه سبط رسول

برچسب: نویسنده: ایلیا صمیمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:32

(قانیا) شکر لله کز عطای حضرت جان آفرین سلطنت ما را عطا گردید در روی زمین حضرت عیسی مرادم داد و مریم از کرم سروریم داد بر مردم کهین و از مهین در ولایات فرنگ امروز هستم پادشاه رتق و فتق مملکت باشد مرا زیر نگین ساقیا ده باده ام که امروز روز خرمیست حبذا زین حب و جاه و زین بزرگی آفرین (وزیر) شکر لله قانیا بر تخت شاهی شد مکین ای خوشا آنکس که دارد فال و بخت این چنین بر سر اورنگ جاه اندر فرنگ آسوده حال حضرت عیسی و مریم گشته اند او را معین فروردین اگر عید نوروز است

برچسب: نویسنده: ایلیا صمیمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:32

(جبرئیل) سلام من به تو ای شهسوار کشور غم هلاک نام تو ای اشرف بنی آدم برای گفتن تو این حدیث دشوار است ولی شنو تو ز من حکم حکم جبار است حسن ز سَمِ جفا پاره می شود جگرش در آن زمان نه تو باشی نه مادر و پدرش ز دست چرخ جفاجو در آن زمانه حسن کَنَد ز راه جفا پارهء جگر به لگن حسین بی کس تو در زمین کرب و بلا شود شهید به دست مخالفان دغا چو آفتاب سرش را به شهر شام برند به شام بهر تماشای خاص و عام برند به اهل بیت تو آن روز منع آب کنند ز تشنگی دل احباب را کباب

برچسب: نویسنده: ایلیا صمیمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:32

(ابوبکر) بسم الله الرحمن الرحیم ایا جماعت حضار از صغار و کُبار دهید گوش به من تا سخن کنم تکرار منم که خوانده رسول خدا ، صدیق منم به شما رهبر ره تحقیق پس از رسول خدا من خلیفه ام به شما کنید جمله به من بیعت از طریق وفا (عُمر) بدان کسی که قبول خلافتت دارد، عمر بود کسی که سر اندر ره اطاعت دارد، عمر بود اگر به بعد محمد نمی شدی تو به جا نبود هیچ کس لایق این خلافت الله بده تو کنون دست به من تا کنم بیعت که خواهم آنکه بگیرم ز دیگران سبقت (عثمان)ابوبکر صدیق، خلیفه ز

برچسب: نویسنده: ایلیا صمیمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:32

(طارق ابن کثیر) مرا از جان و دل مولا یزید است به نزدم نامه ای از او رسید است که ای طارق ز جا خیز و کمر بند پی فرمان من بار سفر بند حسین کرده خروج بهر خلافت به یک ملک و دو سلطان نیست حاجت ز مکه سوی کوفه گشته عازم روان شو حال با بکر ابن غانم ابابکر بن غانم چیست تدبیر صلاح کار گو ای شیر نخجیر شویم بر کوفیان این لحظه ملحق به همراه سپاه و طبل و بیرق (بکربن غانم) منم هم رأی تو شیر جنگی مکن احمال و سستی و درنگی کنون طارق به تو از جان بکوشم ز جام ظلم و شقوت می

برچسب: نویسنده: ایلیا صمیمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:32

(عباس) ما می رویم سوی بیابان کربلا تا جان کنیم فدای سلیمان کربلا (علی اکبر) ما سر نهاده به کف در این راه می رویم اندر رکاب خسرو خوبان کربلا (امام) الهی سپاس و شکر ای داور من قبول حضرتت آمد سر من تویی چون مقصد من غم نباشد شود آغشته در خون پیکر من نهاده سر به کف هستند همراه همه هفتاد و یک تن یاور من علی و اکبر و عباس و قاسم هم عبدالله و عون و جعفر من همه خواهند از خون سرخ رویی ز اکبر سر به سر تا اصغر من رضا گر بوده ای بود حاصل در این کار بس است این سودا و ز

برچسب: نویسنده: ایلیا صمیمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:32

(ساربان) ساربان شاه دینم ای خدا میروم امشب به سوی قتلگاه تا ببینم نعش شاه دین کجاست گر که او را یافتم مطلب رواست مشورت باید نمایم این زمان استخاره می نمایم همچنان ساربان تسبیح را بیرون بیار استخاره کن در این گیر و دار من ندارم هیچ شوری با خدا بند شلوار است چون مطلب مرا عقل می گوید حیا کن از حسین جهل می گوید سیه کن عالمین عقل می گوید مکن ظلمی چنین جهل می گوید که مگذر تو از این چونکه دورم من ز عقل و فهم و خویش جهل خود را آورم یکسر به پیش(بجدل) نام من بجدل

برچسب: نویسنده: ایلیا صمیمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:32

(امام) بارالها از ازل چون قرعه بر فرمان زدم جان نثاری را رقم بر دفتر جانان زدم کرده امضا سرخطم را منشی حکم قضا مهر هفتاد و دوتن را من به این فرمان زدم عفو امت چون رقم شد در ازای خون من از مداد خون قلم بر طرف جسم و جان زدم بگذر از امت خدایا چون تو میدانی که من گوی سر از بهر امت من بر این چوگان زدم (علی اکبر)یارب از یثرب در اینجا خیمه بر هامون زدم عهد و میثاقی که بر این طالع وارون زدم مانده باب بیکسم تنها میان اشقیا از غم بی یاریش من آتش اندر جان زدم بارالها

برچسب: نویسنده: ایلیا صمیمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:32

(عقیل) منم عقیل جگر خون سرو آزاده امام دوم حسن را منم پسر زاده ز جور ظلم تو ای روزگار صد فریاد عموی من شده در کربلا ز غم داماد هزار حیف عزا شد عروسی قاسم نشد نصیب خدا دیده بوسی قاسم (خواهر) ز ظلم به شهر غریب و ز غم الیمم من یگانه خواهر محنت کشیده عقیلم من منم به مثل سکینه یتیم و خوار شدم در این ولایت غربت به غم دچار شدم کسی نگفت ایا خواهر دل افسرده سر تو باد سلامت که باب تو مرده (مادر) خدا به شهر غریبی ز غم ذلیلم من جدا ز شهر و وطن مادر عقیلم من ز گردش تو

برچسب: نویسنده: ایلیا صمیمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:32

صفحه بندی